تبليغاتX
Lilypie Fourth Birthday tickers پوریا

 

پوریا

 
اولین سرماخوردگی

    چقدر بدِ که آدم مستقل نباشه و بعضی از کارهاش وابسته به بقیه باشه اونوقت نتیجه اش این میشه

    که یکی دیگه مریض میشه و وبلاگ تو باید با یک هفته تاخیر آپ بشه .

    دو هفته پیش که دو سه روزی تب کردم متعاقبش سرما خوردمSmileyCentral.com و آخرش هم نفهمیدم تبم

    مقدمه سرماخوردگی بود یا بخاطر در آوردن دندون ٬ چون هم سرما خوردم و هم دو تا دندون جدید

    در آوردم .

    دکتر برای سرماخوردگیم شربت پزودوافدرین و کوتریموکسازول نوشت و این دومی شدیداً

    خواب آوربود و من بلافاصله بعد از خوردنش خوابم می برد . مامان و بابا هم که تا دو سه روز

     قبل از مریضیمآرزو می کردند که من یک دقیقه بخوابم تا استراحتی بکنند حالا تا چشمامو

     می مالیدم کلیغصه اشون می گرفت ٬ مخصوصاً روزها که مامانی کلی تلاش می کرد تا من

     نخوابم٬ اما فایده اینداشت و من همش خواب بودم .

    تب و سرماخوردگی باعث شد که دیگه شب ها تو تخت خودم نخوابم و مامانی برای این که هوامو

   داشته باشه من را پیش خودش بخوابونه و من هم که تازه گیها عادت کردم دستم را بندازم

   گردن مامانی و سرم را بذارم رو صورتش و بخوابم  و نتیجه اش این شد که مامانی شدید

   سرما خورد و هنوزم خوب خوب نشده . البته خدا را شکر سرماخوردگی من زیاد طول نکشید

   و زود خوب شدم .

   مریض شدنم هر چند بد بود و یه کم اذیت شدم اما در عوض بعدش کلی آزادی نصیبم شد . من هم

   که معمولاً این موقعیت ها را از دست نمیدم و از همون روز اول خوب شدنم به قدری شیطنت کردم

   که تلافی چند روز مریضی را حسابی درآوردم ( آخه مامان و بابا طفلکی ها گناه داشتند کلی تو

   این مدت از شیطنت نکردن من دچار افسردگی شده بودند) . این اواخر هم بعد از هر خرابکاری تا

    کسی میاد سراغم مدرک جرم را پرت می کنم یه گوشه و صورتم را با دستهام می پوشونم SmileyCentral.com.

   خلاصه این که این روزها هر کاری دلم می خواد انجام میدم و کاری به کارم ندارند . مامانی

    بخاطر این که دائم سرفه می کنه اصلاً نمی تونه زیاد حرف بزنه در نتیجه میذاره من با خیال راحت

    کارم را انجام بدم بعد میاد همه چی را مرتب می کنه . بابائی هم که معمولا ً از خرابکاری های من

    خوشش میاد و الان هم که میدونه از تذکرهای مامانی خبری نیست خودش هم میاد و

    باهام همکاری میکنه SmileyCentral.com.

   از جمله کارهائی که تازه یاد گرفتم و ازشون لذت می برم اینه که هر کدوم از ظروف آشپزخونه

   از قبیل قابلمه ٬ آبکش و سطل و.. که به دستم برسه میذارم زیر پام و برای دسترسی به وسایل

    روی کابینت ها ازشون استفاده می کنم . هر بار هم که لحظه ای غفلت صورت بگیره و در اتاقی

    باز بمونه سریع میرم سراغ کمد لباس ها و کشوها و هر چی که توشون باشه مخصوصاً لباسها

    را در میارم و پخش می کنم وسط اتاق بعد دونه دونه تا می کنم و میذارم سر جاش ( خاله که کلی

    از مهارت من در تا کردن لباس ها شگفت زده شده بود ) . و البته اگه دستم به پوشک های خودم

   هم برسه چسب هاشون را باز می کنم و می چسبونم به هم .

   خب .. دیگه آب پرتقال بعد از قطره آهنم را هم خودم با لیوان می خورم . هر چند بعضی وقتها

    یادم میره که لیوان پره و با دیدن صحنه ای جذاب از تلویزیون یا باز شدن در یخچال لیوان را

   پرت می کنم یه گوشه و می دوم طرفشون  .

   این روزهام تا صدای کلید را می شنوم و متوجه میشم که در خونه داره باز میشه  سریع میرم و

   یه گوشه خودم را قائم می کنم هر چند بابائی چند باری بهم گوشزد کرده که " پوریا وقتی من نیستم

   تو مرد خونه ای .حالا اومدیم و دزد بود تو باید فرار کنی ؟" ولی با همه این حرفها من که

   ترجیح میدم اول خودم را نجات بدم  .

   یه سئوال : به همه کسایی که مامانشون را خیلی دوست دارند و حاضر نمیشن لحظه ای

   از کنارشون تکون بخورن میگن لوس ؟SmileyCentral.com

   راستی قراره انشاءالله به زودی من صاحب یه هم بازی بشمSmileyCentral.com . البته چون از مامان

 

     باباش اجازه نگرفتم نمیتونم بگم کیه . ولی از همین جا بهشون تبریک میگم .

 

  حالا نمی دونم SmileyCentral.comیا SmileyCentral.comSmileyCentral.com

 

 

 

لینک نوشته
شنبه دوازدهم آبان 1386 -- پوریا




آرشیو موضوعی
عکسهای تابستانی
تابستانی که گذشت
خونه نشینی
گهی زین به پشت و گهی پشت به زین
نقاشی
بیا و خوبی کن
کنکور
...بزرگ شدن یعنی
مسافرت +عکس
دو سالگی
تولد
دعوت
آن چه گذشت
عکسهای درخواستی
خود کرده را تدبیر نیست
من در ماه رمضان
خونه تکونی
اولین سرماخوردگی
اولین ...
تعریف
یلدا
18 ماهگی
وبلاگم یک ساله شد
علائق من
بوی بهار
سال نو مبارک
نوروز
عکسهای نوروزی
استقلال غذائی
عکسهای بهاری
این روزها ...
من بزرگ شدم
تولدت مبارک
تولد
آغاز سه سالگی(عکس )
پوریای دو سال و یک ماهه
پسر خوب
سفرنامه تصویری کیش
یک ماه پرکار
فرهنگ لغات پوریا
سفر مشهد+ عکس
فرهنگ لغات پوریا 2
پوریای دو سال و نیمه
سال نو مبارک
عکسهای نوروز 88
بهار88
آغاز چهار سالگی

دوستان
کوچولوی من
رادین

آندیا

ایلیا

ساینا

آرین کوچولو

کیارش وروجک

پگاه و داداشیها

آقا محمد حسین

پارسا آیسا و مهسا

کیان و کیارش دوقلوهای مردادی

آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ