تبليغاتX
Lilypie Fourth Birthday tickers پوریا

 

پوریا

 
سفر مشهد

 

 هفته گذشته برای دومین بار به زیارت حرم امام رضا (ع) رفتم .

 با وجود این که هوای مشهد سرد بود اما خیلی خوش گذشت به ویژه این که در طول سفر اصلاً

  زحمت راه رفتن به خودم ندادم و تا اونجائی که ممکن بود تو بغل بابائی جا خوش کردم.

 

 موقع رفتن پرواز دو ساعت تاخیر داشت که من از فرصت استفاده کردم و تو قسمتی که برای

  بچه ها در نظر گرفته شده بود حسابی بازی کردم به طوری که مامان بابا با کلی زحمت و وعده

  و وعید من را از اونجا بیرون آوردند ٬ اما بعدش تا رسیدن به مقصد پسر خوبی بودم واذیت نکردم .

 

  موقع زیارت هم با بابائی می رفتم داخل حرم . اولین روزی که رفتم زیارت  ٬ بابائی فقط یک

  زیارتنامه برداشت و چون سرعت خوندنمون متفاوت بود و من سریعتر می خوندم

  ( من فقط شماره صفحات را می خوندم ) و دوست داشتم زودتر برم صفحه بعدی ٬

  چیزی نمونده بود که دعوامون بشه و همین باعث شد که دفعات بعد بابائی یادش بمونه که من هم

   هستم و برای من هم جداگانه برداره.

 

 در چند روز اقامتمون تو مشهد جز زیارت وبازار (برای خرید سوغات) جای خاصی نرفتیم و این

 یکی از مشکلات سفر با بزرگترهاست ٬ چون خودشون قبلاً همه جاهای دیدنی را رفتند دیگه تمایلی

  به بازدید مجدد ندارند .

 

 موقع برگشت ٬ از لحظه پرواز نیاز به دستشوئی داشتم اما هر چی به مامان و بابا گفتم به روی

  خودشون نیاوردند (چون برای راحتی خودشون من را پوشک کرده بودند ٬ انگار که من هنوز

  نی نی کوچولو ام  ) و هر بار که یادآوری می کردم سعی می کردند حواس من را به چیزهای

  دیگه ای پرت کنند تا من یادم بره ٬ اما خب ... میدونید که این مورد را نمیشه فراموش کرد ٬

 تا زمانی که اعلام کردند موقع فروده و دیگه نمیشد دستشوئی رفت ٬ صدای اعتراض های من هم

 بلند شد به طوری که با صدای بلند می گفتم جیش... دستشوئی ... اما دیگه چاره ای نبود و مامان بابا

  مجبور شدند تا رسیدن به فرودگاه بی قراری ها و گریه های من را تحمل کنند و البته نگاههای

  بقیه را ٬ تا دیگه فراموش نکنند که من بزرگ شدم و نی نی نیستم .  

 

 راستی یک هواپیمای کوچیک ایران ایر و یک قطار کوکی به عنوان یادگاری سفر بهم دادند .

 

 یک اتفاق خوب و جالب دیگه هم هفته پیش افتاد و اون هم این بود که من به فاصله یک روز

  صاحب یک پسر خاله و یک دختر دائی شدم .

 

 

 این هم از عکسهای سفر  

             

  لینک نوشته
یکشنبه بیست و نهم دی 1387 -- پوریا




آرشیو موضوعی
عکسهای تابستانی
تابستانی که گذشت
خونه نشینی
گهی زین به پشت و گهی پشت به زین
نقاشی
بیا و خوبی کن
کنکور
...بزرگ شدن یعنی
مسافرت +عکس
دو سالگی
تولد
دعوت
آن چه گذشت
عکسهای درخواستی
خود کرده را تدبیر نیست
من در ماه رمضان
خونه تکونی
اولین سرماخوردگی
اولین ...
تعریف
یلدا
18 ماهگی
وبلاگم یک ساله شد
علائق من
بوی بهار
سال نو مبارک
نوروز
عکسهای نوروزی
استقلال غذائی
عکسهای بهاری
این روزها ...
من بزرگ شدم
تولدت مبارک
تولد
آغاز سه سالگی(عکس )
پوریای دو سال و یک ماهه
پسر خوب
سفرنامه تصویری کیش
یک ماه پرکار
فرهنگ لغات پوریا
سفر مشهد+ عکس
فرهنگ لغات پوریا 2
پوریای دو سال و نیمه
سال نو مبارک
عکسهای نوروز 88
بهار88
آغاز چهار سالگی

دوستان
کوچولوی من
رادین

آندیا

ایلیا

ساینا

آرین کوچولو

کیارش وروجک

پگاه و داداشیها

آقا محمد حسین

پارسا آیسا و مهسا

کیان و کیارش دوقلوهای مردادی

آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ